پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

121

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

مىگويند و علامت مناصب نظامى است بايد مستثنى كرد . منتهى همان‌طور كه قبلا نيز گفته‌ام اين تاج را بسيار نادر و در مراسم و تشريفات خاصى به سر مىگذارند . در زمستان‌هاى سخت ، زير عمامه كلاهى به سر گذاشته مىشود كه آسترپوستى دارد و نوك تيزش از وسط عمامه بيرون مىآيد و لبهء آن حتى تا روى گوش‌ها را نيز مىپوشاند و آنها را از سرما محافظت مىكند ، و به‌طورى كه گزنفون شرح داده است در زمان او نيز بعضى از اقوام آسيايى نظير آن را به سر مىگذاشته‌اند . اين كلاه را مردم طبقات بالا در داخل خانه بدون عمامه به سر مىگذارند و مردم عادى در بيرون از خانه نيز گاهى مورد استفاده قرار مىدهند ، منتهى گرجىها كه عيسوى هستند و زياد به عمامه علاقه‌اى ندارند ، از اين كلاه غالبا استفاده مىكنند و در بين اصيل‌زادگان و طبقات ديگر اين رسم به‌طور يكسان رايج است . در ايران بر سر گذاشتن عمامه براى همهء مسيحيان جايز است و رنگ سبز ، كه اين همه در تركيه نسبت به آن سخت‌گير هستند ، نه تنها براى عمامه بلكه براى لباس و كفش هم استعمال مىشود و به‌خصوص رنگ چرم كفش غالبا سبز است ؛ ولى چون جنس اين چرم‌ها بسيار سخت است ، من ترجيح مىدهم مانند مردم عادى پاپوشى كه از ريسمان ظريفى بافته شده بر پا كنم . كفش ايرانىها نيز با ترك‌ها اختلاف دارد ، يعنى نوك آن تيز و پاشنهء آن نسبتا بلند است به‌طورى كه قد مردان بلندتر به نظر مىرسد و مطابق توصيف گزنفون ، كفش كورش كبير و همراهان او نيز به همين شكل بوده است . لباس زنان ساده است ، منتهى از پارچه‌هاى قيمتى ابريشمى با تار و پود طلايى بافته شده و داراى نقش‌هاى زيبايى است . پيراهن آنان تنگ‌تر از ترك‌ها است و به نظر من ، آن قشنگى را ندارد . روسرى زن‌ها شبيه پارچه‌اى است كه زنان بغداد هم به كار مىبرند و گمان مىكنم قبلا وصف آن را كرده باشم . رنگ روسرىها مختلف است و دنبالهء آن از عقب تا روى زمين ادامه پيدا مىكند - برعكس روسرى زن‌هاى بغدادى كه دنبالهء آن فقط از يك طرف سرازير است . زنان سر خود را پايين مىاندازند و طرز زينت آنان نيز مانند زنان بغدادى است و مطلب جالب اين است كه چند رشته مرواريد به طول چهار انگشت به بند پيشانى آنان آويزان است كه با حركت سر به اين طرف و آن طرف حركت مىكند و به‌علاوه دو رشته موى بلند نيز از دو طرف صورتشان پايين ريخته و چهرهء آنان را در بر مىگيرد . زنان موقعى كه بيرون مىروند تمام بدن و چهرهء خود را به نحوى كه در سوريه نيز مرسوم است ، با پارچهء سفيدى مىپوشانند و سوار بر اسب مىشوند كه دهنهء آن غالبا در دست يك مستخدم است ، ولى ممكن است شخصا نيز دهنه را در دست بگيرند .